خاطره کربلا

منتشر شده در عمومی

سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا                   مهر یک بی کفن انداخت  میان دل ما
بعد محرم وصفر خدمت به زائرن پسر امام رضا حالااجر مزدمون مادر سادات د اد سفر به دیار عشق ومعرفت نینوا ،کربلا.
کاروانی که شاید کمتر پیش بیاد جوونای پاک اونم از جنس خادمین حرم نوارنی پسر امام رضا باشن.جلوه زیبایی بود بزارید از شب وداع بگم شب هئیت ابن الرضا (ع)حمید آقا خوندن برا بچه ها .نمیشه باورم که وقت رفتنه تموم این سفر بارش رو دوش زینب.حال وهوای عجیبی بود دوستان بستگان وآشنایان برا خداحافظی اومده بودن.همه احرام بسته بودن برای سفر حاجی بی کفن ندای دلشون لبیک یا حسین بود تعظیم به پسر امام رضا وقدردانی ازایشون به خاطر لطفی که درحق خادمین کرده بودن .
2اتوبوس ازخادمین زن ومرد جوان راستی چندتا خردسال هم داشتیم.فاطمه خانم ،حسین آقا،ریحانه وحسام شیرینی خاصی را به جمع داده بودن.
روحانی کاروان حاج آقا آشوری بودن جوون ،زیرک ،اهل دل انتخاب بچه ها خوب بود کم پیدا میشه روحانیونی که حوصله داشته باشن با جونا سروکله بزنن.از اول سفر کاملا توضیح داد مسیر ها را مقامات وحرم های شریف را.
صبح شنبه 3اسفند رسیدیم مرزمهران بچه ها را یک به یک از مرز رد کردن شانس بد کاروان منو نگه داشتن (علیجانی)*~X( at wits' end  همه بچه ها شوخی می کردن می گفتن تروریستی راستشو بگم خودمم.......بعد یه ساعت مامور مرز اومد گفت کارت پایان خدمت وظیفه شما به صورت دیجیتال ثبت نشده ولی به مدد حضرت زهرا منم رد کردن وارد عراق شدیم همه بچه ها ذوق زده شده بودن از اومدنم ولی براتون میگم براشون بعدا تو مسجد کوفه جبران کردم.تو یکی از گیتهای بازرسی به عربی گفتم ((حبیبی نفر ایرانی ارهابی))یارو کلی حال یکی از بچه ها گرفت نگه داشت گفتم اینم بابت لب مرز.*:)) laughing
وارد نجف شدیم خونه پدر همه بچه شیعه ها
ایوان نجف عجب صفایی دارد بعداز اقامت تو هتل عازم حرم امیرالمومنین شدیم....زیارت حرم ،وادی السلام ،مسجد کوفه ،مسجد سهله،مسجد حنانه،مرقد جناب کمیل، روز خوش تو نجف بود به ازای سفارش حاج آقا عاشوی به بازار هم رفتیم حالا چرا سفارش حاج آقا عاشوری:صحبت زیبایی داشتن که ایران ها حج میرن از وهابی ها خرید می کنن چرا ما از بچه شیعه ها نخریم فتوا هم دادن که هرکس کمتر از 1میلیون خرید کنه زیارتش قبول نیست*:(game) play game
بعداز سه روز اقامت درنجف زیارت امیرالمومنین عازم وادی طف(کربلا شدیم)از همون شروع که اتوبوس حرکت کرد روضه شروع شد
کنار قدمهای جابر/سوی نینوا رهسپاریم
ستونها این جاده را ما/به شوق حرم می شماریم   شبیه رباب وسکینه برای حرم بیقراریم/ازاین سردی وسختی راه/به شوق تو باکی نداریم
فدای زینب هوادارعشقیم/اگرکه خدا خواست بزودی دمشقیم  لبیک یابن الحیدر
تو اتوبوس فضای ایجاد شد نمی تونم بگم فقط همه صدا میزدن فدات بشم رقیه جان این مسیر رفتی*مادر را بچه هاشونو نگاه میکردن می گفتن بچم فدات رباب*حاج آقا عاشوری روضه می خوند یه دفعه صدا زد بچه ها از رو پل نگاه کنید *السلام علیک یا ساقی العطاشا* حرم آقا جانم حضرت عباس بچه ها دیگه دیوانه وار زجه می زدن .باورمون نمیشد کربلاییم.
رسیدیم هتل همه که ساکاشونو جابجا کردن سریع با همون خستگی عازم حرم حضرت عباس شدیم بابت زیارت ورخصت زیارت حرم ارباب بی کفن..........
شبش تو بین الحرمین هیئت داشتیم حاج علی فرمانی روضه خوندن آقا جعفر آغاسی سینه زنی خوند راستی همون شب فاطمه کوچولو تولدش بود 2ساله شد(تولدش مبارک*&lt):) cowboy).هر چی می گفتیم به حسین کوچولو این جا کربلاست می گفت نه امامزاده است (ازالان خادم امامزاده حسین(ع) ارق داره )3روز میهمون امام حسین بودیم از علقمه ،تل زینیه ،کفین،قتلگاه.....همش بهشت بود به خوبی داشت شب جمعه کربلا بودیم. جاتون خالی
نمیروم ولی مرا به این بهانه میبرند ........سفر کربلا تموم شد عازم کاظمین شدیم حرم امام موسی کاظم وحرم امام جواد(ع) انگار مشهد بودیم خودمون تو امامزاده حسین می دیدیم.
صبح روز 11اسفند عازم ایران شدیم.ساعت 2بامداد قزوین بودیم /جاتون خالی من نرسیده عازم مشهد شدم اینم از لطف امامزاده حسین (ع) بود.

آدرس پستی امامزاده حسین(علیه السلام)

آدرس: قزوین - خیابان شهداء - خیابان سلامگاه - آستان مقدس امامزاده حسین بن علی بن موسی الرضا(ع)

صندوق پستی : 69356-24176

تلفن: 33571491-028   دورنگار: 33559720-028

پست الکترونیکی :  info@ebn-reza.com