مردی از جنس نور (علامه سید موسی زر آبادی)

منتشر شده در اشعار

مردی از جنس نور

 

بازشد پنجره ای نور الهی تابید

نوری از روزنه ای لا یتناهی تابید

باز شد تا دهنم نام تو جاری گردید

ذکر  سادات شد و شهر بهاری گردید

بازشد پنجره ای روبه حقایق امروز

زنده شد خاطره ی حضرت صادق امروز

از زرآباد ، نسیم صلواتی آمد

مژ ده ای تشنه لبان آب حیاتی آمد

مردی از منطقه ی  دور همه می دانید

نسبش نور علی نور همه می دانید

مردی از سلسله نور به منبر رفته است

شرح شیدائی اش از عرش فراتر رفته است

او حکیم است –فقیه است و دانشمند است

به شریعت – به ولایت -  به خدا پا بند است

آب از چشمه ی جوشان سیادت خورده است

روی پرونده ی  او مهر سعادت خورده است

آنکه نامش همه جا ورد زبان آمده است

مردی از منطقه ی سبز اوان آمده است

می نویسم که در این شهر کسی هم بو ده است

مردم غمزده را دادرسی هم بوده است

بر سر پای حسین ابن رضا(ع) هست سرش

متبرک شده با واسطه ای خاک درش

بر حریمش چقدر او متولی دارد

نسل در نسل در این شهر تجلی دارد

می چکد عطر شهود از نفسش ای مردم

شرق تا غرب بود تیر رسش ای مردم

***

نمی از جام بلورین طهور آورده ی

وخماران ولا را سر شور آورده ی

نفست را همه  ی شهر مسیحا خواندند

بی عصا نام تو را حضرت موسی خواندند  

مثل جدت تو در این شهر بلند آیینی

افتخاری به زرآباد و قم و قزوینی

میر فاضل پدرت بود همه می دانند

عشق جد دگرت بود همه می دانند

مادرت جلوه ی تقواست خوشا بر حالش  

خادم حضرت زهراست خوشا بر حالش

قصه ی جد غریبت که مکرر می شد

سینه ات شعله ی داغ علی اصغر می شد

اشک با روضه می افتاد روی دامانت

فیض می بردند بی واسطه همرا هانت

شرح لبهای تو را قند عسل باید گفت

مثنوی را به هوای تو غزل باید گفت

****

پانهادیم صمیمانه در این وادی ها

به هوای نفس پاک زر آبادی ها

ما خرابیم به یک نیم نگاهی آقا

کاش ما را برسانید به آبادی ها

بسکه طعم سخنت در دهنم شیرین است  

می زند شور دلم طعنه به قنادی ها

تو یی آن روح حقیقت که کرامت هایت

پرده برداشته از این همه شیادی ها

پیش چشمان پر از نور تو کم می آرند

پاکبازان همه در بوته ی نقادی ها

می نویسیم پس از آنهمه عاشق بودن

شرح غمهای تو را با همه ی شادی ها

در دهان داده خداوند زبانی که کنیم

شکر بر نعمت زیبای خدادادی ها

یاد باید کرد از همت مردان بزرگ

حمد باید خواند بر روح زر آبادی ها

***

ذکر خیر تو برای همگان شیرین است

مرکز حلقه صاحب نفسان قزوین است

هر کجا اهل دلی هست مرید ت باشد

هر جوانمرد در این شهر شهیدت باشد

قلم نافذت از خون شهیدان برتر

شده ای از همه حجره نشینان سرتر

در جوار تو چه مردان بزرگی هستند

قله های عمل و علم سترگی هستند

پاکبازان ز مزار تو شفا می جویند

همه از خاک درت فیض دعا می جویند

از کرامات تو این بس که در ناب شدی

به حضور ولی عصر(ع) شرفیاب شدی

هر شب جمعه اگر قصد زیارت داریم

ما به اولاد تو ای دوست ارادت داریم

پاکبازی تو بر خلق دلیل است عزیز

پسر ارشد تو سید جلیل است عزیز

می شود سوختگان را پر و بالی بدهی

تشنه ام تشنه مرا آب زلالی بدهی

چشم بگشا و ببین اینهمه عاشق داری

در میان علما حسن سوابق داری

تربیت یافته ی مدرسه ی توحیدی

اوستاد سخن و فلسفه و تجویدی

همه در  مجلس تو پاک و دو زانو هستند

میهمان پسر ضا من آهو هستند

عشق بی وقفه نشسته است روی دامانت

شهر روشن شده از جلوه شاگردانت

بر شکرنابی و قزوینی و گرمارودی  

تو بر این طایفه استاد مسلم بودی

تربیت یافتگان تو فراوان هستند

همه در فکر شکوفایی انسان هستند

شعر در پیش قدمهای تو کم آورده ست

چشم بر خانه ی ارباب کرم آورده ست  

اشگ را بر گل رخسار تو شبنم گفتیم

هر چه از وصف تو گفتیم هلا کم گفتیم 

 

  اسماعیل سکاک

آدرس پستی امامزاده حسین(علیه السلام)

آدرس: قزوین - خیابان شهداء - خیابان سلامگاه - آستان مقدس امامزاده حسین بن علی بن موسی الرضا(ع)

صندوق پستی : 69356-24176

تلفن: 33571491-028   دورنگار: 33559720-028

پست الکترونیکی :  info@ebn-reza.com